چيزي كه من مي خواهم بگم يك چيزي ديگه است
چيز داره توش ولي غاتي باچيزهاي ديگه است.
همین چند وقت پیش در یک جلسه دفاع یکی از بچه های ارشد شرکت کرده بودم که اساتید بسیار از پایان نامه او تعریف کردند و یکی از این علل تعریف خود را پیشینه تحقیق بسیار زیادی بود که این پایان نامه دارد که شامل ۶۰ پیشینه داخلی و ۴۰ پیشینه خارجی بود در حالی که موضوع پایان نامه او موضوع بسیارکلیشه ای بود که به حساب اوردن ان پیشینه ها اصلا معیار مناسبی برای برتری ان پایان نامه نبود. در حالی که در پایان نامه های که موضوع جدیدی را بررسی میکنند و پیشنه زیادی ندارد ویا شاید اصلا پیشینه ندارد با یک ضعف به ان می نگرند و کمی گرایی و ساختاربندی را بسیار مهم تلقی می کنندو به هر صورت بر نمره دفاع یا پایان نامه تاثیر می گذارند.این نوع سنتها وبرخوردها باعث عدم نواوری علمی و عدم گسترش موضوعات جدید و به نوعی مانع حرکت رو به جلو علوم می شود. حالا یک دانشجو نمی داند که به دنبال علایق علمی خود برود و تمام سختی ها را به جان بخرد و در اخر با کلی انتقاد روبرو می شود و نمره پایین می اورد یا با کار کردن یک موضوع کلیشه ای و اوردن تمام بخش های ان سنت استادان خود را به نوعی بازتولید!!! کند و نمره خوبی را دشت کند.(گرچه ناگفته نماند که بعصی از اساتید بسیار مخالف این سنت ها و قالب ها هستند ولی تعداد انها اندک است)
من عادت دارم در اجتماع افت باشم
زندگی کنم مثل سگ ولگرد نه به رنگ ملت
شما اگر جای ان دانشجو باشید چه کار می کنید؟
الا ای حال در این میان ما نباید تمام مسائل را به امر بیرونی عطف کرده و نقش عوامل درونی را نادیده بگیریم و با عدم ایجاد انتظارات نابجا از خودمان در شرایط بدی خود را قرار بدهیم گرچه در این میان نقش عوامل مادی را نباید نادیده گرفت ولی این عامل بیشتر یک عامل ادامه دهنده افسردگی است نه ایجاد کننده ان. عامل اصلی انتظارات(توقعات) نابجا عامل اصلی افسردگی اجتماعی می باشد وتنها راه فرار از ان در صورتی که به عوامل بیرونی هم هیچ امیدی نیست خودشناسی و داشتن توقعات منطقی از خودمان است که مثال عینی ان افرادی که در وضعیت بد مالی به سر می برند ولی بیشترین نشاط و امید را در انها می شود دید.
هدف من از ایجاد این وبلاگ تحلیل مسائل جامعه از دید جامعه شناختی و نقد بعضی از همین وبلاگ های است که بیشتر برای ارضا نیازهای عاطفی جوانان است تا گسترش ابعاد جنبه های علمی و شناختی . و این وبلاگ سعی می کند در روز های اینده با دلیل و برهان این فرضیه خود را به اثبات برساند.من خود منکر کارکرد این وبلاگ ها در براوردن نیازها جوانان نیستم و معتقدم در ذات خود تاثیر مثبتی می تواند داشته باشد ولی اعتقاد داردم تعداد زیادی از انها که ادعای اشکار انها جنبه های علمی است در پس ان یک هدف یا بهتر بگویم یک نیاز پنهان براورده می شود.
منتظر آرا و نظر های شما هستم.